على زمانى قمشه اى
58
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
به خوبى ويرايش ، ترجمه ( انگليسى ) و شرح شود و با دقت به پيكرهء ( عظيم ) دانش ما از اخترشناسى دورهء اسلامى بپيوندد . ما پيش از اين يادآورى كرديم كه اثرى از مجريطى - كه قبلا در مقدّمهء نهايه ابن شاطر بدان اشاره رفته است - نيز نسبت به اخترشناسى بطلميوسى انتقاد دارد . لازم است اين اثر يافته و مطالعه شود . ما همچنين به اثر بطروجى ، متعلق به قرن بعدى ، اشاره كرديم و اهميت آن اثر را در ارتباط با مكتب انتقادى اسپانيا ( بر بطلميوس ) بازگو نموديم . اساسا مكتب اسپانيا سزاوار عنايتى بيشتر از مطالعاتى كه تاكنون به صورت بسيار شتابزده دربارهء آن انجام گرفته ، مىباشد و كار بطروجى شايستهء آن است كه در مجموعهء آن مكتب جاى گيرد . به همان قياس ، كار دانشمند معاصر او ، جابر بن افلح ، كه به زبان عربى و لاتين برجا مانده ، كاملا ضرورت دارد كه به مجموعهء آثار همان مكتب بپيوندد . تمام اين آثار در واقع پيشتازان و پيشگامان فعاليتهاى علمى اخترشناسان مراغه است و اين به شدت گستاخانه است كه ما فكر كنيم مىتوانيم تبيين منظومهاى و دستهبندى در ارتباط با انگيزههاى اخترشناسان مراغه ارائه دهيم ، بدون آنكه اعتبار و حيثيت لازم را نسبت به آثار اين مؤلفان متقدم لحاظ كنيم . آثار موجود اخترشناسان مراغه در سطور بالا اشاره كردم كه بيشتر مطالعات مربوط به مكتب مراغه كه تاكنون به منصهء ظهور رسيده ، مبتنى بر تحليل متون موجود ابن شاطر ، خواجه نصير الدّين طوسى و قطب الدّين شيرازى بوده است . بهعلاوه يادآورى كردم كه كارهاى مؤيّد الدّين عرضى اينك در دست چاپ است و تصحيح انتقادى كتاب